قضاوت ۲ بانوی داور ایرانی در مسابقات فوتبال بازی‌های آسیایی ژاپن حضرت معصومه (س)؛ الگوی جامع زن مسلمان | هجرتی تاریخی که با ولایت پیوند داشت ازدواج موفق، یک مسابقه برای پیدا کردن کامل‌ترین آدم نیست | بررسی معیار‌های درست انتخاب همسر انجام پژوهشی درباره یائسگی و سلامت زنان توسط محققان ایرانی | نظام سلامت به سمت رویکردی پیشگیرانه و منسجم حرکت کند در نکوهش یک زندگی چهارقسطه فعالیت ۸۹ هزار زن در تعاونی‌های کشور | مشارکت ۱۴ درصدی زنان در اقتصاد، هدررفت نیروی انسانی است میزان ابتلا به سرطان در زنان برخی از استان‌های کشور بالاست | مهمترین عوامل افزایش خطر چیست ؟ آشپزی | چگونه خورش فسنجون با مرغ را مجلسی و رستورانی بپزیم؟ هجرت حضرت معصومه(س) از مدینه به قم، حامل پیامی درباره امامت بود سرزنش، قاتل خاموش زندگی مشترک | راهکار‌های مناسب کدامند؟ برگزاری کارگاه آموزشی پیشگیری از سرطان‌های شایع بانوان در بوستان شهربانو امید مشهد بودجه هزینه شده برای بانوان در فدراسیون والیبال حاشیه ساز شد! احتمال جدایی یکی از مهاجمان پرسپولیس از این تیم در آستانه فصل جدید فوتبال زنان ویژه‌‍‌برنامه‌های امروز حرم مطهر رضوی برای بانوان (۱۴ شهریور ۱۴۰۵) تست قطره خون پاشنه پا از نوزاد؛ یک اقدام حیاتی برای تشخیص زودهنگام اختلالات نادر امیدهای تازه در خصوص درمان سرطان سینه بدون شیمی‌درمانی وقتی عده‌ای لباس‌های داخل خانه را در خیابان می‌پوشند ! چرا محل خواب نوزاد اهمیت زیادی در سلامت او دارد؟ تزریق ژل و فیلر یک خدمت پزشکی است یا زیبایی؟ ناکامی تیم ملی تکواندوی زنان ایران در مسابقات پاراگرندپری موجوی کره جنوبی
سرخط خبرها
مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

  • کد خبر: ۳۷۳۵۲۶
  • ۰۱ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۱
«آن هجده ماه و هفت روز» نه فقط خاطرات یک امدادگر جوان است، که روایت مادرانه‌های دخترانی است که در سخت‌ترین روز‌های جنگ، جای مادرانِ دور از جبهه برای رزمندگان می‌ایستادند.

به گزارش شهرآرانیوز، صدای آژیر و گردوغبار انفجار، بخشی جدایی‌ناپذیر از روز‌های آغازین جنگ در دزفول بود؛ روز‌هایی که دختران جوانی در بیمارستان افشار، در میان رفت‌وآمد مجروحان، مادرانه‌هایی را تجربه کردند که شاید در هیچ دوره‌ای از زندگی‌شان دوباره تکرار نشد. کتاب «آن هجده ماه و هفت روز» نوشته شهلا آبنوس، روایتی زنانه و صمیمی از همین روزهاست؛ روز‌هایی که برای یک امدادگر جوان، به معنای واقعی «خط مقدم» بودند.

در بخشی از کتاب، روایت دیدار کوتاه نویسنده با برادر رزمنده‌اش آمده است؛ دیداری که لباس‌های خاکی و خونی و چهره غمگین او بیش از هر توضیحی از واقعیت تلخ جنگ می‌گفت:«از همان روز اول رفتنش، فقط همان یک بار دیدمش... پرسیدم خط مقدم کجاست؟ سرش را پایین انداخت: خط مقدم هر لحظه عقب‌تر از لحظه قبله...»

شهلا آبنوس، متولد ۱۳۴۱ و کارشناس ارشد ادبیات فارسی، از نویسندگانی است که توانسته جنگ را با قلمی زنانه و لطیف روایت کند. او تجربه امدادگری در بیمارستان دزفول و شهادت برادرش را پشتوانه روایت خود کرده و مادرانه‌هایی را نوشته که کمتر در کتاب‌های جنگی دیده می‌شود. در کارنامه او آثاری، چون «ستاره در آینه»، «بغض‌های قدیمی» و «خوابى که تعبیرش تو بودی» نیز دیده می‌شود.

نویسنده معتقد است یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های این کتاب، ایجاد بستری برای گفت‌وگوی بین دو کشور است؛ زاویه‌ای تازه که از دل روایت‌های انسانی برمی‌آید. کتاب نه ایدئولوژیک است و نه تبلیغی؛ تنها روایت تجربه‌های زیسته یک امدادگر جوان است که در میانه جنگ، از عشق، ترس، دلتنگی و مادرانه‌بودن می‌نویسد.

«آن هجده ماه و هفت روز» با روایت اول‌شخص و هم‌زمانی رخداد‌ها و روایت، مخاطب را در دل ماجرا می‌نشاند. وقتی خودِ راوی همان لحظه‌ای را تعریف می‌کند که تجربه کرده، فاصله بین خواننده و واقعه از بین می‌رود؛ به‌ویژه وقتی از روز‌هایی حرف می‌زنیم که چند دهه از آن گذشته است.

این کتاب در ۲۴۰ صفحه، با نویسندگی شهلا آبنوس و ویراستاری افسانه نظری توسط انتشارات برکه خورشید منتشر شده است؛ روایتی که برای علاقه‌مندان به داستان‌های عاشقانه و خاطرات جنگ، همچون نسیمی خنک در گرمای تابستان، شیرین و خواندنی است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.