خانم‌ها قلاب‌بافی را فراموش نکنید تا آلزایمر نگیرید! درخشش دختران بسکتبالیست نیشابوری در مسابقات لیگ ملت‌های زیر ۲۳ سال آسیا آغاز چهارمین مرحله اردوی تیم ملی هندبال بانوان از ۲۸ مردادماه ۱۴۰۵ دختر ۹ ساله جانباز مدرسه میناب، سرپرست معنوی پاراآسیایی ناگویا شد افزایش ۷ برابری تعداد جمعیت مجرد قطعی نسبت به دو دهه گذشته در کشور در ۵ دقیقه بدون خامه و ثعلب، بستنی درست کنید کسب مقام پنجم بانوی پینگ‌پنگ‌باز مشهدی در کشور عدم حضور سرمربی کره‌ای تیم ملی والیبال ایران در کنار این تیم در رقابت‌های آسیایی کاهش سهم زنان در دریافت مجوز نگارخانه‌ها در کشور ترکیب ۱۴ نفره تیم ملی والیبال زنان برای حضور در رقابت‌های قهرمانی آسیا ۲۰۲۶ مشخص شد اینفوگرافی | تنها در خانه؛ راهنمای گام به گام برای والدین بزرگ‌ترین دشمنِ شیردهیِ موفق را بشناسید دعوت از ۲ خراسانی به اردوی تیم ملی فوتسال دختران در رده جوانان مشهد و میزبانی این ایام چرا خواب زنان ۴۰ سال به بالا به‌هم می‌ریزد؟ چرا انتخاب لباس راحتی به‌اندازه لباس مجلسی اهمیت دارد؟ انجام غربالگری سلامت زنان سرپرست خانوار در کلینیک‌های مددکاری اجتماعی کشور کسب مقام سومی تیم بسکتبال ۳ به ۳ زیر ۲۳ سال دختران ایران در مسابقات آسیایی
سرخط خبرها
مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

  • کد خبر: ۳۷۳۵۲۶
  • ۰۱ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۱
«آن هجده ماه و هفت روز» نه فقط خاطرات یک امدادگر جوان است، که روایت مادرانه‌های دخترانی است که در سخت‌ترین روز‌های جنگ، جای مادرانِ دور از جبهه برای رزمندگان می‌ایستادند.

به گزارش شهرآرانیوز، صدای آژیر و گردوغبار انفجار، بخشی جدایی‌ناپذیر از روز‌های آغازین جنگ در دزفول بود؛ روز‌هایی که دختران جوانی در بیمارستان افشار، در میان رفت‌وآمد مجروحان، مادرانه‌هایی را تجربه کردند که شاید در هیچ دوره‌ای از زندگی‌شان دوباره تکرار نشد. کتاب «آن هجده ماه و هفت روز» نوشته شهلا آبنوس، روایتی زنانه و صمیمی از همین روزهاست؛ روز‌هایی که برای یک امدادگر جوان، به معنای واقعی «خط مقدم» بودند.

در بخشی از کتاب، روایت دیدار کوتاه نویسنده با برادر رزمنده‌اش آمده است؛ دیداری که لباس‌های خاکی و خونی و چهره غمگین او بیش از هر توضیحی از واقعیت تلخ جنگ می‌گفت:«از همان روز اول رفتنش، فقط همان یک بار دیدمش... پرسیدم خط مقدم کجاست؟ سرش را پایین انداخت: خط مقدم هر لحظه عقب‌تر از لحظه قبله...»

شهلا آبنوس، متولد ۱۳۴۱ و کارشناس ارشد ادبیات فارسی، از نویسندگانی است که توانسته جنگ را با قلمی زنانه و لطیف روایت کند. او تجربه امدادگری در بیمارستان دزفول و شهادت برادرش را پشتوانه روایت خود کرده و مادرانه‌هایی را نوشته که کمتر در کتاب‌های جنگی دیده می‌شود. در کارنامه او آثاری، چون «ستاره در آینه»، «بغض‌های قدیمی» و «خوابى که تعبیرش تو بودی» نیز دیده می‌شود.

نویسنده معتقد است یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های این کتاب، ایجاد بستری برای گفت‌وگوی بین دو کشور است؛ زاویه‌ای تازه که از دل روایت‌های انسانی برمی‌آید. کتاب نه ایدئولوژیک است و نه تبلیغی؛ تنها روایت تجربه‌های زیسته یک امدادگر جوان است که در میانه جنگ، از عشق، ترس، دلتنگی و مادرانه‌بودن می‌نویسد.

«آن هجده ماه و هفت روز» با روایت اول‌شخص و هم‌زمانی رخداد‌ها و روایت، مخاطب را در دل ماجرا می‌نشاند. وقتی خودِ راوی همان لحظه‌ای را تعریف می‌کند که تجربه کرده، فاصله بین خواننده و واقعه از بین می‌رود؛ به‌ویژه وقتی از روز‌هایی حرف می‌زنیم که چند دهه از آن گذشته است.

این کتاب در ۲۴۰ صفحه، با نویسندگی شهلا آبنوس و ویراستاری افسانه نظری توسط انتشارات برکه خورشید منتشر شده است؛ روایتی که برای علاقه‌مندان به داستان‌های عاشقانه و خاطرات جنگ، همچون نسیمی خنک در گرمای تابستان، شیرین و خواندنی است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.