پیوند ازدواج زوج جوان اهوازی با عطر و نور کرامت رضوی میدان‌داری بانوان، یکی از ویژگی‌های مهم بعثت مردم در شب‌های حماسی| مدیریت خیابان بخشی از هویت زنانه را می‌طلبد بانوی عکاس از فراز و نشیب‌های جنگ رمضان روایت می کند| ایستادن در برابر «فراموشی» انتظار تیم ملی فوتبال زنان ایران برای تعیین تکلیف حضور در بازی‌های آسیایی هزارتوی مشکلات مشاغل خانگی از زبان زنان فعال در این حوزه زنان حاشیه شهر و آسیب‌های اجتماعی تازه‌ترین اسامی محصولات مراقبت از موی فاقد مجوز بهداشتی اعلام شد (۴ اردیبهشت ۱۴۰۵) بانوان رسانه مشهد، نایب‌الزیاره زنان خبرنگار شهید جهان اسلام زنان مهاجر در کلمات | نگاهی به کتاب «کافورپوش» از عالیه عطایی که برای مهاجران می‌نویسد خانه داری| بهترین ادویه‌ها برای مرغ کدامند؟ برگزاری نخستین جشنواره ملی عکس «مادر، آغاز جاودانگی» کارکرد‌های روان‌شناختی پخت‌وپز در دوران پسا بحران| آیا با فرزندان خود، آشپزی مشترک را تجربه کرده‌اید؟ عطر نان قندی در نطنز پیچید| پخت بیش از ۳ هزار قرص نان شیرینی روغنی محلی توسط بانوان جهادگر بررسی ارتباط میان فعالیت ورزشی زنان با ارتقای سلامت روان آنها ام‌ایمن؛ خدمتکار آزادشده پیامبر(ص) که بهشت را فتح کرد
سرخط خبرها
مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

  • کد خبر: ۳۷۳۵۲۶
  • ۰۱ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۱
«آن هجده ماه و هفت روز» نه فقط خاطرات یک امدادگر جوان است، که روایت مادرانه‌های دخترانی است که در سخت‌ترین روز‌های جنگ، جای مادرانِ دور از جبهه برای رزمندگان می‌ایستادند.

به گزارش شهرآرانیوز، صدای آژیر و گردوغبار انفجار، بخشی جدایی‌ناپذیر از روز‌های آغازین جنگ در دزفول بود؛ روز‌هایی که دختران جوانی در بیمارستان افشار، در میان رفت‌وآمد مجروحان، مادرانه‌هایی را تجربه کردند که شاید در هیچ دوره‌ای از زندگی‌شان دوباره تکرار نشد. کتاب «آن هجده ماه و هفت روز» نوشته شهلا آبنوس، روایتی زنانه و صمیمی از همین روزهاست؛ روز‌هایی که برای یک امدادگر جوان، به معنای واقعی «خط مقدم» بودند.

در بخشی از کتاب، روایت دیدار کوتاه نویسنده با برادر رزمنده‌اش آمده است؛ دیداری که لباس‌های خاکی و خونی و چهره غمگین او بیش از هر توضیحی از واقعیت تلخ جنگ می‌گفت:«از همان روز اول رفتنش، فقط همان یک بار دیدمش... پرسیدم خط مقدم کجاست؟ سرش را پایین انداخت: خط مقدم هر لحظه عقب‌تر از لحظه قبله...»

شهلا آبنوس، متولد ۱۳۴۱ و کارشناس ارشد ادبیات فارسی، از نویسندگانی است که توانسته جنگ را با قلمی زنانه و لطیف روایت کند. او تجربه امدادگری در بیمارستان دزفول و شهادت برادرش را پشتوانه روایت خود کرده و مادرانه‌هایی را نوشته که کمتر در کتاب‌های جنگی دیده می‌شود. در کارنامه او آثاری، چون «ستاره در آینه»، «بغض‌های قدیمی» و «خوابى که تعبیرش تو بودی» نیز دیده می‌شود.

نویسنده معتقد است یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های این کتاب، ایجاد بستری برای گفت‌وگوی بین دو کشور است؛ زاویه‌ای تازه که از دل روایت‌های انسانی برمی‌آید. کتاب نه ایدئولوژیک است و نه تبلیغی؛ تنها روایت تجربه‌های زیسته یک امدادگر جوان است که در میانه جنگ، از عشق، ترس، دلتنگی و مادرانه‌بودن می‌نویسد.

«آن هجده ماه و هفت روز» با روایت اول‌شخص و هم‌زمانی رخداد‌ها و روایت، مخاطب را در دل ماجرا می‌نشاند. وقتی خودِ راوی همان لحظه‌ای را تعریف می‌کند که تجربه کرده، فاصله بین خواننده و واقعه از بین می‌رود؛ به‌ویژه وقتی از روز‌هایی حرف می‌زنیم که چند دهه از آن گذشته است.

این کتاب در ۲۴۰ صفحه، با نویسندگی شهلا آبنوس و ویراستاری افسانه نظری توسط انتشارات برکه خورشید منتشر شده است؛ روایتی که برای علاقه‌مندان به داستان‌های عاشقانه و خاطرات جنگ، همچون نسیمی خنک در گرمای تابستان، شیرین و خواندنی است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.