نکات مهمی که بانوان محجبه باید در مورد انتخاب چادر مشکی مناسب تابستان بدانند ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید غلامرضا ارباب بهارعلی رقابت‌های شطرنج قهرمانی رده‌های سنی آسیا| عسل ابراهیمی استاد فیده بانوان شد روایت دردناک مادر شهید ستایش علی‌حسینی از شهدای مدرسه میناب + فیلم و عکس تولد نوزاد پسری با وزن بیش از ۵ کیلوگرم در در بیمارستان امام رضا (ع) کرمانشاه + تصویر حریفان تیم ملی در مسابقات کبدی زنان بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا مشخص شدند حضور ملی‌پوش مشهدی فوتبال در رقابت‌های دختران کمتر از بیست‌سال کافا ۲۰۲۶ رقابت‌های هاکی چمن قهرمانی آسیا| دختر ملی‌پوش مشهدی در اولین پیروزی ایران نقش پررنگی داشت تکه‌های بدن‌ فرشته‌های مدرسه شجره طیبه تشییع و تدفین شدند| روزی که تابوت‌ها سبک بودند و داغ‌ها سنگین + تصاویر روایت بانوی جوان نیشابوری که بی‌هیاهو گره از کار دیگران باز می‌کند| از تهیه خیرخواهانه جهیزیه تا شکل‌گیری یک خیریه اعضای یک خانواده در بهشت کنار هم هستند+ سند معتبر اختتامیه «حدیث زندگی» در حرم مطهر رضوی | دوره‌ای که سبک زندگی ایرانی-اسلامی را آموزش داد ۷۸۵ میلیارد تومان به مادران مشمول قانون جوانی جمعیت پرداخت شد بهره‌مندی بیش از هزار نفر از بانوان منطقه ۱۰ مشهد از طرح ترنم زندگی سهم ۵۴ تا ۵۷ درصدی زنان در سرپرستی خانوار‌های تحت حمایت کمیته حمایت کشور جام جهانی تیراندازی| هانیه رستمیان دوازدهم شد حضور نمایندگان ایران در دومین سمینار ورزش بانوان کمیته پارالمپیک آسیا ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا|شهید محمدمهدی آخوندزاده طرزجانی
سرخط خبرها
مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

  • کد خبر: ۳۷۳۵۲۶
  • ۰۱ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۱
«آن هجده ماه و هفت روز» نه فقط خاطرات یک امدادگر جوان است، که روایت مادرانه‌های دخترانی است که در سخت‌ترین روز‌های جنگ، جای مادرانِ دور از جبهه برای رزمندگان می‌ایستادند.

به گزارش شهرآرانیوز، صدای آژیر و گردوغبار انفجار، بخشی جدایی‌ناپذیر از روز‌های آغازین جنگ در دزفول بود؛ روز‌هایی که دختران جوانی در بیمارستان افشار، در میان رفت‌وآمد مجروحان، مادرانه‌هایی را تجربه کردند که شاید در هیچ دوره‌ای از زندگی‌شان دوباره تکرار نشد. کتاب «آن هجده ماه و هفت روز» نوشته شهلا آبنوس، روایتی زنانه و صمیمی از همین روزهاست؛ روز‌هایی که برای یک امدادگر جوان، به معنای واقعی «خط مقدم» بودند.

در بخشی از کتاب، روایت دیدار کوتاه نویسنده با برادر رزمنده‌اش آمده است؛ دیداری که لباس‌های خاکی و خونی و چهره غمگین او بیش از هر توضیحی از واقعیت تلخ جنگ می‌گفت:«از همان روز اول رفتنش، فقط همان یک بار دیدمش... پرسیدم خط مقدم کجاست؟ سرش را پایین انداخت: خط مقدم هر لحظه عقب‌تر از لحظه قبله...»

شهلا آبنوس، متولد ۱۳۴۱ و کارشناس ارشد ادبیات فارسی، از نویسندگانی است که توانسته جنگ را با قلمی زنانه و لطیف روایت کند. او تجربه امدادگری در بیمارستان دزفول و شهادت برادرش را پشتوانه روایت خود کرده و مادرانه‌هایی را نوشته که کمتر در کتاب‌های جنگی دیده می‌شود. در کارنامه او آثاری، چون «ستاره در آینه»، «بغض‌های قدیمی» و «خوابى که تعبیرش تو بودی» نیز دیده می‌شود.

نویسنده معتقد است یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های این کتاب، ایجاد بستری برای گفت‌وگوی بین دو کشور است؛ زاویه‌ای تازه که از دل روایت‌های انسانی برمی‌آید. کتاب نه ایدئولوژیک است و نه تبلیغی؛ تنها روایت تجربه‌های زیسته یک امدادگر جوان است که در میانه جنگ، از عشق، ترس، دلتنگی و مادرانه‌بودن می‌نویسد.

«آن هجده ماه و هفت روز» با روایت اول‌شخص و هم‌زمانی رخداد‌ها و روایت، مخاطب را در دل ماجرا می‌نشاند. وقتی خودِ راوی همان لحظه‌ای را تعریف می‌کند که تجربه کرده، فاصله بین خواننده و واقعه از بین می‌رود؛ به‌ویژه وقتی از روز‌هایی حرف می‌زنیم که چند دهه از آن گذشته است.

این کتاب در ۲۴۰ صفحه، با نویسندگی شهلا آبنوس و ویراستاری افسانه نظری توسط انتشارات برکه خورشید منتشر شده است؛ روایتی که برای علاقه‌مندان به داستان‌های عاشقانه و خاطرات جنگ، همچون نسیمی خنک در گرمای تابستان، شیرین و خواندنی است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.